سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
419
تاريخ ايران ( فارسى )
اكباتان را كه از جانب پارتيها پادگان و مستحفظى نداشته است متصرف گرديد ، اين پايتخت استياژا از چيزهاى گرانبهائى كه داشت و هنوز بدان ميبالد يكى قصر كهن مجللى بود داراى ستونهائى از چوب كه بطور معجزهآسائى از حريق نجات يافته بود هرچند بعد از مرگ اسكندر از ظرفهاى طلا و نقرهء آن چيزى برجا نمانده و همه را دستبرد كرده بودند و همچنين معبدى بود باسم معبد اناهيتا كه تا آنوقت از تطاول ايام و دستبرد اجانب محفوظ مانده و داراى اشياء نفيسه و ذخائرى گرانبها بود ، آنتيوخوس « 1 » كه در آنموقع در نهايت احتياج بود چهار هزار تالان از آنجا بغنيمت ربوده و رفع احتياج خود را از تاراج معبد نمود . در اينوقت اشك سوم ماد را خالى گذاشته و ناپديد گرديد و براى اينكه از تعاقب او عاجز شوند احتياطا سعى نمود كه قنوات واقعهء در عرض راه را آگنده يا مسموم كرده و از تشنگى دشمن را مستأصل نمايد ، ولى آنتيوخوس به او مجال نداد تا اين خيال خود را بانجام برساند ، چه با سوارهنظام حركت كرده خيلى زود جلو رفت و نگذاشت كه آبها را آلوده كند و بالاخره از دروازههاى خزر گذشته هيكاتم پيلس را ضبط نمود ، چه پارتيها در قوهء خود نديدند كه آنجا را حفظ نمايند ، پس از چندى توقف در هيكاتم پيلس و راحت دادن بلشكر آنتيوخوس احتمال ميرود از راهى كه اسكندر كبير رفته بود حركت كرده و با وجود استحكامات و موانعى كه پارتيها در كوههاى توروس ايجاد كرده بودند ، او سپاه خود را از آن كوهها گذرانيده به هيركانيا داخل گرديد و در عرض اين مسافرت اشك بمناسبت محل از جنگوگريز و تاختن و عقب نشستن كوتاهى نكرده تا اينكه از اين راه حريف قوى را خسته و عاجز نموده و حاضرش ساخت كه صلح كند و با خود او را متحد سازد . عزيمت آنتيوخوس به باختر و كرمان و پنجاب 208 - 204 پس از رفع غائلهء پارتيها آنتيوخوس عزيمت به باختر نمود ، حكمران آنجا يكنفر يونانى موسوم به اوتى دموس « 2 » كه قبل از اين خانواده ديودوت را منقرض ساخته و خود بجاى آنها
--> ( 1 ) - Astyages . ( 2 ) - Euthydemus .